عبد الحسين نوايى

254

رجال كتاب حبيب السير ( فارسى )

نسبت به امير نجم الدين ، ابواب مخالفت بازگشاد و در غيبت آن جناب در روزى كه پادشاه گيتىفروز در بزم نشاط و كامرانى نشسته بود و از دست ساقيان سيمين ساق جامهاى شراب ارغوانى تجرع مىنمود ، معروض داشت كه امير نجم الدين مبلغ بيست هزار تومان از اموال شاهى در تصرف دارد ، اگر او را به بنده سپارند در اندك زمانى آن مال بسيار را به خزانهء عامره مىرسانم و غايت كفايت و كاردانى در انجام مهام سلطانى ظاهر مىگردانم . پادشاه معدلت‌پناه از نهايت علو همت به آن سخن التفات نكرد و هم در آن حال ، كيفيت حال را به امير نجم الدين در ميان نهاده قاضى محمد را به دو سپرد و امير نجم الدين او را مصادره و مؤاخذه نمود و در آن اثنا آن مقدار قبايح افعال و فضايح اعمال از وى ظاهر گشت كه حكم همايون به سياستش صادر شد و كار از شفاعت امرا و اركان دولت درگذشت و بعد از قتل قاضى محمد منصب صدارت به امير شريف الدين على كه از جملهء احفاد امجاد اعلم افراد انسانى سيد شريف الدين على الجرجانى بود و در اكتساب فضايل نفسانى تتبع جدّ امجد خود مىنمود تفويض يافت و آن سيد فاضل خوب صورت جميل سيرت از روى استحقاق درآن منصب بلند مرتبت دخل كرده پرتو انوار عاطفت پادشاه كامكار بر صفحات روزگارش تافت . ( جزو 4 ، ج 3 ، ص 52 ) امير شريف الدين على كه جامع انواع فضل و ادب و حاوى علوم موروث و مكتسب بود و به شرف نسب و علو حسب از اكثر سادات عجم و عرب ممتاز و مستثنا مىنمود ، بعد از واقعهء قاضى محمد كاشانى ، منظورنظر حضرت كشورستانى گشته به تفويض منصب صدارت سرافراز شد و چون چندگاه به لوازم آن امر پرداخت از امير نجم الدين مسعود ثانى نسبت به خود سوء مزاجى فهم كرده از آن استعفا جست و در وقتى كه ماهچهء بيرق ظفر پيكر از خراسان مراجعت فرمود ، پرتو وصول بر ولايات عراق انداخت ، رخصت طواف عتبات عاليات ائمهء معصومين - صلوات اللّه عليهم اجمعين - يافته روى به جانب بغداد آورد و امير نظام الدين عبد الباقى به منصب صدارت شاهى مفتخر و مباهى شده به واسطهء وفور